نساجی

صنعت نساجی یکی از قدیمی‌ترین و در عین حال مهم‌ترین صنعت های جهان است که به دلیل نقش بسزایی که در اشتغال‌زایی و توسعه صنعتی، اقتصادی و اجتماعی ایفا می‌کند، از دیرباز تاکنون مورد توجه خاص کشورها و اقتصادهای بزرگ دنیا قرار داشته است. مزایای متنوع این صنعت از جمله ارز آوری، تولید ثروت ملی، نیاز به سرمایه گذاری کمتر نسبت به سایر صنایع و همچنین ارزش افزوده بالا، موجب گردیده تا بسیاری از کشورهای صنعتی و توسعه یافته امروز جهان، صنعتی شدن خود را از صنایع نساجی و پوشاک آغاز نمایند.

منسوجات به پارچه‌های بافته شده‌ای گفته می‌شود که از نخ ساخته می‌شوند. بنابراین، صنعت نساجی از مواد خامی همچون پنبه یا پشم به عنوان ماده اولیه استفاده کرده و این مواد را به نخ هایی که بعداً برای ساخت پارچه به کار می‌رود، تبدیل می‌کند. مواد خام مورد استفاده در این صنعت، ممکن است طبیعی یا مصنوعی باشند. مواد خام مصنوعی مورد استفاده در صنعت نساجی با استفاده از محصولات صنایع شیمیایی تولید می‌شوند. صنعت نساجی، تمام فرایندهای مربوط به تبدیل این مواد خام به محصولات نهایی را در بر می‌گیرد. پوشاک یکی از اصلی ترین و شاخص ترین، محصولات نهایی صنعت نساجی است که یکی از نیازهای مهم و طبیعی بشر را برآورده می‌سازد.
صنعت نساجی شامل تمام مراحل تولید الیاف، تبدیل الیاف به نخ، تبدیل نخ به پارچه و همچنین شامل فرایندهای تکمیلی انجام شده بر روی پارچه مانند رنگرزی، چاپ طرح و نقش بر روی پارچه، دوخت و … می‌شود. اگرچه صنعت نساجی در ابتدا تنها محدود به طراحی، تولید و توزیع نخ بود اما به تدریج، همه انواع پوشاک را شامل گردید و امروزه صنعت نساجی علاوه بر نخ، به طراحی، تولید و توزیع پارچه و پوشاک نیز توجه دارد.
لیست تجهیزات و ماشین آلات مورد استفاده در صنایع نساجی به شرح زیر است:

  • ماشین آلات بافندگی
  • ماشین های قلاب دوزی
  • ماشین آلات ساختتوری
  • ماشین آلات شستشو
  • ماشین آلات ریسندگی
  • دستگاه کنترل لبه پارچه
  • ماشین آلات ساخت زیپ
  • ماشین آلات مخصوص پشم گوسفند و جانوران دیگر
  • ماشین آلات اندازه گیری پارچه
  • ماشین آلات برش پارچه
  • ماشین آلات گلدوزی
  • ماشین آلات دوخت پوشاک
  • چرخ خیاطی صنعتی
  • خشک کن
  • ماشین آلات رنگ کننده

تاریخچه صنعت نساجی

از آنجا که نیاز به کفش و پوشاک، بعد از غذا و مسکن از مهم‌ترین نیازهای اولیه بشر می‌باشند؛ صنعت نساجی از قدیمی‌ترین صنایع بشری محسوب می‌شوند. به گونه‌ای که علایم و نشانه‌هایی از این صنعت به دست آمده که قدمت آن به دوران پارینه‌ سنگی باز می‌گردد. در کشور سوئیس نیز نشانه‌های مشخصی از بافندگی – که مربوط به دوران نوسنگی است – یافت شده‌ است.

تا قبل از انقلاب صنعتی، بسیاری از محصولات نساجی در خانه و بدون استفاده از ماشین ساخته می‌شد. اما در جریان انقلاب صنعتی، صنایع نساجی رشد چشمگیری داشت. زیرا تولید دستگاه‌ها و ماشین آلات، منجر به ایجاد کارخانه‌های تولید پارچه شد. یکی از اختراعات کلیدی که به رونق و توسعه صنعت نساجی منجر شد؛ ماکو، که با استفاده از یک دست و ماشین بافندگی، امکان استفاده از پارچه را فراهم کرد.

چرخ نخ‌ریسی باعث شد که بتوان چندین نخ را همزمان و یکباره چرخاند. پس از آن، ماشین بافندگیِ موتوری که از نیروی بخار برای بافتن پارچه استفاده می‌کرد. دستگاه پنبه‌زنی یک اختراع مکانیکی بود که اجازه داد تا روش بهتری برای جدا کردن پنبه دانه از پارچه پنبه به جای روش دستی استفاده شود. ماشین بافندگی ژاکارد (دستگاه بافت نقش در پارچه) که اجازه ساخت طرح‌ها و الگوهای متنوع را بر روی پارچه داد.
بازار صادارات و واردات صنایع نساجی
براساس آمار و اطلاعات سازمان تجارت جهانی تجارت کالا، بازار جهانی برای صادرات منسوجات و پوشاک در سال ۲۰۱۳ برابر با ۷۷۲ میلیارد دلار بوده است.

بزرگترین صادرکنندگان پارچه در سال ۲۰۱۳ به ترتیب چین (با ۲۷۴ میلیارد دلار)، هند (با ۴۰ میلیارد دلار)، ایتالیا (با ۳۶ میلیارد دلار)، آلمان (با ۳۵ میلیارد دلار)، بنگلادش (با ۲۸ میلیارد دلار) و پاکستان (با ۲۷ میلیارد دلار) بوده است. بزرگترین صادرکنندگان پوشاک نیز در سال ۲۰۱۶ میلادی، به ترتیب چین (با ۱۶۱ میلیارد دلار)، بنگلادش (با ۲۸ میلیارد دلار)، ویتنام (با ۲۵ میلیارد دلار)، هند (با ۱۸ میلیارد دلار)، هنگ‌کنگ (با ۱۶ میلیارد دلار)، ترکیه (با ۱۵ میلیارد دلار) و اندونزی (با ۷ میلیارد دلار) بوده اند.

بـر اساس سند چشم‌انداز، صنعت نساجی ایران در افـق سـال ۱۴۰۴ باید به رتبه سوم منطقه (خاورمیانه) و رتبه پنجاهم جهان دست پیدا کند. معنی واضح و بدیهی این سخن این است که نام ایران، در حال حاضر حتی در میان لیست پنجاه کشور برتر صنعت نساجی دنیا نیز قرار ندارد. همچنین هدف صادراتی این سند نیز رسیدن به مبلغ ۳ میلیارد دلار اعلام گردیده است. ده کشور برتر صادرکننده صنایع نساجی، پوشاک و کفش جهان به ترتیب چین، ایتالیا، آلمان، هند، ایالات متحده آمریکا، ترکیه، بنگلادش، ویتنام، بلژیک و فرانسه هستند.
جایگاه ایران در صنعت نساجی
از آنجا که نزدیک به ۵۰ کشور جهان، با صادرات سالانه بالای یک میلیارد دلار در زمینه صادرات پوشاک فعال هستند. می‌توان اینطور نتیجه گرفت که میزان صادارات سالانه ایران در صنعت نساجی، حتی از یک میلیارد دلار نیز فراتر نمی‌رود. به گفته کارشناسان، ایران پتانسیل صادرات بیش از ۱۲ میلیارد دلار منسوجات، پوشاک، کفش و چرم را دارد.

این در حالی است که هدف‌گذاری صادراتی صنعت نساجی و پوشاک در کشور ترکیه، برای سال ۲۰۲۳ میلادی – که معادل سال ۱۴۰۲ هجری شمسی و دو سال زودتر از سال هدف برنامه راهبردی (۱۴۰۴ شمسی) خواهد بود – بالغ بر ۸۰ میلیارد دلار صادرات یعنی ۲۶ برابر برنامه صادراتی ایران در حوزه نساجی و پوشاک در آن سال می‌باشد.

پنج واردکننده مهم جهانی پوشاک در سال ۲۰۱۴ ، به ترتیب آمریکا (با ۸۶ میلیارد دلار)، آلـمان ( با ۳۶ میلیارد دلار)، ژاپن (با ۲۹ میلیارد دلار)، انگلستان (با ۲۸ میلیارد دلار) و فرانسه (با ۲۳ میلیارد دلار) هستند که همین ۵ کشور روی هم رفته نزدیک به نیمی از واردات پوشاک جهان را به خود اختصاص داده‌اند. حجم واردات پوشاک منطقه خاورمیانه و همسایگان ایران بالغ بر ۴۰ میلیارد دلار است و واردکنندگان مهم به ترتیب، عبارتند از: روسیه، امارات متحده عربی، عربستان و ترکیه.

طبق داده‌های مرکز آمار در سال ۱۳۹۰ و گزارش مؤسسه تامسون رویترز، مصرف سالانه انواع محصولات صنایع نساجی، پوشاک و چرم کشور در حدود ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. با استناد به آخرین آمار بانک مرکزی ایران، مصرف سالانه پوشاک خانوار شهری ۱ میلیون و ۲۷۰ هزار تومان است و مصرف کل بازار داخلی کنونی پوشاک کشور بیش از ۳۰ هزار میلیارد تومان در سال برآورد می‌شود. واضح است که سرانه مصرف جهانی منسوجات و پوشاک به مراتب بیشتر از اعداد اعلامی می‌باشد و یکی از دلایل پایین بودن آن در کشور، کاهش قدرت خرید مردم و رکود اقتصادی در کشور است.
زیبایی نهفته در تاریخچه صنعت نساجی ایران
تاریخ نساجی ایران، تاریخچه ثبت شده تمدن در عصر مدرن ایران به هزاره سوم پیش از میلاد باز می گردد و تولید نساجی آن ها حتی قدیمی تر می باشد. این منطقه که بین دریای خزر در شمال و خلیج فارس در جنوب واقع شده ، اکنون به عنوان منطقه تجاری و مرکز فرهنگی هزار ساله شکل گرفته است. این کشور شاهد ظهور و سقوط بسیاری از سلسله های ضعیف، قدرت ها، و تاثیرات گوناگون آن ها بوده ، که همگی نشانه های فرهنگی متمایزی را در هنر این منطقه به جای گذاشته اند، که به منسوجات ایران یک نگاه و تاریخ منحصر به فرد می بخشد و تکرار آن غیر ممکن است.
وضعیت صنعت نساجی در ایران

تولیدات نساجی در ایران به هزاره دهم پیش از میلاد باز می گردد و عمده ای از بافندگان ایران، به درستی تحت عنوان شاهکار هایی مورد ستایش قرار گرفته اند. اولین کارخانه سبک اروپایی در ایران در دهه ۱۸۵۰ تاسیس شد و جزء اولین موسسات این کشور بودند که از فناوری های نوین استفاده کردند.
در قرن نوزدهم بیشتر تقاضای ایران برای منسوجات از طریق واردات به طور عمده از هند، که انواع زیادی از پارچه های پنبه ای تولید می کرد، بود. همچنین مقداری از broadcloth (نوعی لباس تمام پشم با تار فاستونی) برای بازار هدف بالا وجود داشت. به دلیل دسترسی گسترده مواد خام (ابریشم، پنبه، پشم، کتان) در ایران، ریسندگی، کش بافی، و بافندگی تقریبا اشتغال جهانی را شکل دادند. با این حال، در طول قرن نوزدهم بیشتر صنعت نساجی داخلی ایران ابتدا به آرامی و بعد به سرعت از بین رفت، زیرا نمی توانست با واردات ارزان تر هند و اروپا (به ویژه بریتانیا و روسیه) رقابت کند. برای جلوگیری از این حمله، تلاش هایی برای معرفی کارخانه های نساجی مدرن صورت گرفت که واردات را توسعه می دادند. در سال ۱۸۵۰، کارخانه نخ ریسی و بافندگی به ترتیب در کاشان و تهران ساخته شد؛ و در سال ۱۸۵۹، یک کارخانه نخ ریسی در تهران ساخته شد. با کمبود تکنسین ها و یک زیر ساخت فنی، ایران وابسته به واردات این منابع بود که به هزینه های سرمایه گذاری می افزودند. این اولین تلاش الگویی برای بخش تولید اقتصاد را ایجاد کرد که طی ۱۵۰ سال آینده با جایگزینی واردات، واردات فناوری و تکنسین ها و یارانه دولت مشخص می شود.
کارخانه های نساجی اولیه به دلیل معاهده ترکمنچای (۱۸۲۸) نمی توانستند از حمایت دولت بهره مند شوند. این قرارداد تعرفه واردات یکنواخت ۵ درصد را اعمال کرد و بدین ترتیب به طور موثر مانع از حمایت ایران از صنایع در حال پیدایش خود از طریق موانع بالای تعرفه وارداتی شد. در نهایت، در دهه ۱۹۲۰ میلادی، ایران با شرکای تجاری خود، توافقنامه های اقتصادی جدیدی را مورد بررسی قرار داد و کارخانجات نساجی و دیگر شرکت های دولتی بلافاصله از طریق تعرفه های گمرکی و موانع غیر تعرفه ای از حمایت دولت برخوردار شدند. در حالی که این تلاش های اولیه، شکست های هزینه بر بودند، کارخانه تولید روغن ابریشم که  ۱۸۸۴ تاسیس شده بود موفقیت آمیز بود. دیگر کارخانه های نساجی ابریشم موفق، مشابه کارخانه روسیه ای در Birihkadeh گیلان بود که در اواسط دهه ۱۸۸۰ ساخته شد و کارخانه های نخ ریسی به ترتیب در سال ۱۹۰۲ در سمنان و در سال ۱۹۰۸ در تبریز ساخته شد.
تولید پارچه همچنان نقش مهمی در اقتصاد ایران داشت، اما علی رغم رشد سریع کارخانجات جدید در دهه ۱۹۳۰، همچنان یک صنعت روستایی باقی ماند. در سال ۱۹۲۳ کارخانه ابریشم بازگشایی شد و در سال ۱۹۲۵ کارخانه نساجی وطن شروع به تولید در اصفهان کرد. بین سال های ۱۹۳۱ و ۱۹۳۸ حداقل ۲۹ کارخانه نساجی با مقیاس بزرگ توسط دولت و سرمایه گذاران خصوصی تامین می شد. مرکز صنعت نساجی ایران در اصفهان با هشت کارگاه (۵،۳۷۲ کارگر) و به دنبال آن یزد با دو کارگاه (۱،۰۷۴ کارگر) و کرمان (۶۹۶ کارگران )و ساری (کارگران ۳،۳۹۶) با یک کارگاه تشکیل شدند. صنایع کش بافی و جوراب بافی، تمیزکاری پشم، پاکسازی پنبه، و دیگر صنایع وابسته به نساجی نیز ظرفیت و نیروی کار خود را افزایش داده اند. در دهه ۱۹۳۰، ۳۲ کارخانه جوراب بافی (۱،۵۸۴ کارگر) و ۱۲ کارخانه کوچک تمیز کننده پشم (۲۲۵ کارگر) تاسیس شدند. بیشتر صنعت پاکسازی پنبه که در ابتدای قرن بیستم رشد کرده بود، در خراسان، منطقه اصلی تولید پنبه، واقع شده است. تا سال ۱۹۳۱، ایران ۲۶ کارخانه نساجی داشت که متوسط نیروی کار آن شامل ۲۵ کارگر در هر کارخانه بود. تا ۱۹۴۰، تعداد کارخانه های نخ ریسی به ۷۶ کارخانه (۱۵۰۰ کارگر) افزایش یافته است. سرمایه خصوصی بر توسعه صنعت نساجی متمرکز بود. پیش از راه اندازی نخستین برنامه توسعه، کارخانه های نساجی دولتی، کارخانه های نساجی بهشهر در قائمشهر، کارخانه ابریشم چالوس و کارخانه فرآوری جوت نیز در قائم شهر بودند. در سال ۱۹۴۰، کارخانجات نساجی مدرن، ۲۴،۵۰۰ کارگر را استخدام کردند، در حالی که بیست سال پیش از آن تنها ۱۰۰۰ کارگر در این صنعت فعال بودند. در سال ۱۹۴۸ این کارخانجات هنوز مشغول به کار بودند. ۲۶ کارخانه بافندگی و نخ ریسی با ۱۸۸،۰۰۰ دوک نخ ریسی دارای تولید ۱۰ هزار و ۸۰۰ تن در سال بودند. تجهیزات تمام کارخانه های نساجی نیاز به تعمیرات و تعویض داشتند، و بنابراین بهره وری پایین بود. کش باف و نخ پنبه وارد شدند و همچنین الیاف پنبه ای و پشمی برای ایجاد تار و پود توسط صنعت فرش مورد استفاده قرار گرفتند.
در سال ۱۹۴۹، تولید داخلی صنعت نساجی، بیش از ۵۵ درصد تولید آن توسط دست بود، تنها ۴۰ درصد از تقاضای ملی را برآورده کرد. در همین زمان، سی هزار بافنده دستی نتوانستند با واردات رقابت کنند و بیکار شدند، که در نتیجه بر استخدام حدود ۱۲۰،۰۰۰ کارگر تاثیر منفی گذاشت. پس از جنگ جهانی دوم، دولت متوجه شد که نیاز به تعمیر و نوسازی کارخانه های قدیمی و توسعه کارخانه های نساجی جدید دارد. بنابراین سرمایه گذاری خصوصی و عمومی را ترویج داد. هزینه های تولید کارخانه، به دلیل سربار زیاد، عدم تعمیر و نگهداری، تجهیزات خراب، و مدیریت ضعیف، بالا بود و منجر به بهره وری کم شد. فروش نساجی پس از سال ۱۹۵۰ به دلیل تجدید فعالیت اقتصادی به اوج خود رسید. تقاضای داخلی برای پارچه های ارزان قیمت زیاد بود، ولی قسمت بالای بازار نبود. بین سال های ۱۹۴۵ و ۱۹۵۸، مصرف دو برابر شده بود در حالی که ظرفیت تنها با یک سوم افزایش داشت. این صنعت که تحت فشار پر هزینه و روش های تولید ناکارآمد بود، نه می توانست با واردات ارزان رقابت کند و نه تقاضای رو به افزایش را برآورده سازد؛ و عرضه پنبه همیشه کافی نبود. سود آوری تولید منسوجات با قیمت های بالا ناشی از محدودیت های وارداتی افزایش یافت. علاوه بر این، در دسترس بودن ارز خارجی، امکان خرید فناوری مدرن را فراهم آورد که با افزایش بهره وری نیروی کار و کاهش نیاز سرمایه و هزینه مواد اولیه، به سودآوری بیشتری کمک کرد.
ظرفیت بیش از حد این صنعت به دنبال صادرات بود و در سال ۱۹۷۲, توانست ۶ درصد از مجموع تولید منسوجات پنبه ای را صادر کند. ممنوعیت واردات در سال ۱۹۶۹، هنگامی که افزایش درآمد منجر به افزایش تقاضا گردید، برداشته شد. در سال ۱۹۷۲، تعداد دوک ها به ۹۰۰,۰۰۰ و ماشین بافندگی و کش بافی ۱۷۰۰۰۰ رسید که منجر به استخدام ۱۴۵,۰۰۰ کارگر شد و نیروی کاری که در سال ۱۹۶۲ به کار گرفته شده بود را دو برابر کرد. صنعت پوشاک ۷۰ هزار کارگر را در سال ۱۹۷۵ به کار گرفت. در دهه ۱۹۷۰ تورم بیش از حد اقتصاد تاثیری منفی بر رقابت این صنعت داشت. همانطور که دستمزد ها بشدت افزایش می یافت، این صنعت کارگر محور از هزینه های بالای تولید رنج می برد. افزایش تقاضای داخلی، رقابت را کاهش داد، که تنها تا حدی با کاهش تعرفه های واردات به کاهش شدید قیمت، و با برداشتن موقتی محدودیت های واردات به منظور رسیدگی به کمبود مواد خام و محصولات نهایی، احیا شد. با این حال، این صنعت به دلیل تقاضای بالای داخلی و پشتیبانی قوی دولت، به رشد خود ادامه داد. در سال ۱۹۷۹، صنعت نساجی نسبت به سال ۱۹۶۹ با رقابت کمتری روبرو بود. در سال ۱۹۸۰، تعداد دوک ها ۱.۴ میلیون و تعداد ماشین بافندگی و کش بافی ۳۵,۰۰۰ بود. این رشد، دستاورد بزرگی حساب می شد، زیرا صنعت از مدیریت ضعیف و تخصص فنی محدودی رنج می برد- به طور خلاصه، محدود به منابع بود- گرچه اغلب خصوصی بودند. پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، کارخانجات ملی بزرگ تر شدند و بین سال های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ دولت سیستم کنترل قیمت را بر صنعت تحمیل کرد. از آنجا که همه ورودی ها در قیمت های یارانه ای عرضه می شدند، این صنعت توانست سطح تولیدی قبلی خود را حفظ کند. در طول این دوره، صنایع نساجی داخلی با مشکلات فراوانی از قبیل تجهیزات قدیمی، فقدان قطعات یدکی، ناتوانی در واردات قطعات مورد نیاز و مواد خام و نیز مشکلات کارگری مواجه شدند. سرمایه گذاری های جدید وجود نداشتند و هیچ طرحی برای توسعه آن اجرا نشد. بعد از سال ۱۹۸۸، کنترل قیمت و سوبسید های ورودی کاهش یافتند و باعث کاهش قیمت و افت خروجی شدند. این وضعیت با منسوجات ارزان آسیایی که از طریق منطقه آزاد تجاری کیش وارد می شد، تشدید شد، که علی رغم تعرفه های بالای واردات، همچنان رقابتی باقی ماند.
پس از انقلاب اسلامی و ملی سازی بیشتر بخش صنعتی، به دلیل عدم تمایل سرمایه گذاران خصوصی، سرمایه گذاری کافی صورت نگرفت. همچنین، دولت بر این باور بود که ظرفیت موجود برای برآورده کردن تقاضای داخلی کافی است. بین سال های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۳، ظرفیت تولید رشد یافت. این صنعت به طور کامل وابسته به واردات ماشین آلات و فنآوری بود که توسعه آن به دلیل محدودیت های ارز خارجی، محدود می شد. سپس دولت برای تاسیس دو شرکت، جهت مونتاژ ماشین های نخ ریسی، سرمایه گذاری کرد؛ اما این تصمیم تنها شکل مشکل را تغییر داد، چرا که این شرکت های مونتاژ نیز به تبادل ارز خارجی نیاز داشتند. پس از بیش از یک قرن، تولید نساجی صنعتی ایران هنوز رقابتی نبود، با این که از تولید داخلی، پشم و نیروی کار ارزان، هر چند کمی آموزش دیده، بهره مند بود.
در دهه ۱۹۹۰، به دلیل افزایش درآمد و اقدامات محافظتی شدیدتر، بازده افزایش یافت. در سال ۱۹۹۳ تعداد دوک ها ۱.۵ میلیون و تعداد دستگاه های بافندگی و کش بافی ۴۰،۰۰۰ عدد بود. تخمین زده شده است که حدود ۴۲۰ کارگر، یعنی ۳۰ درصد از کل نیروی کار صنعتی، در صنعت نساجی کار می کنند. اغلب کارگران در کارگاه های خانگی کار می کردند که شامل کارگاه های بدون مجوز برای فرش دست باف و مغازه های کوچک خیاطی می شد. تولید پارچه و پوشاک صنعتی با نیروی کار حدود ۱۵۰۰۰۰ نفر، بزرگ ترین کارفرما در میان دیگر صنعت ها بود.
صنعت نساجی ایران متشکل از شرکت هایی است که در ریسندگی، بافندگی، کش بافی، رنگرزی، و چاپ فعالیت دارند و از الیاف طبیعی و مصنوعی برای تولید انواع پارچه های بافته و کش بافی شده استفاده می کنند. اقلام اصلی نساجی، پتو، فرش دست باف، فرش ماشینی، بافت های متفاوت پشم، و همچنین پارچه و پوشاک می باشند. در سال های ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹، ۳۰ کارخانه پتو تولید می کردند، اما ظرفیت تولید آن ها به ۱۵.۵ میلیون پتو رسید که نشانگر پتانسیل صادرات بود. بین سال های ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۳، میانگین بازده سالانه فرش های ماشینی به ۷ / ۷ میلیون متر مربع، و میزان سرژه (کج راه) و نمد تا ۲۲.۵ میلیون متر مربع، بسیار کم تر از میزان تقاضا ۱۲۲.۵ میلیون متر مربع برآورد شده برای سال ۲۰۰۰ بود. ایران دارای یک صنعت قوی تولید پارچه کج راه است، ۲۱ کارخانه تولید شده در این زمینه، ۴۳ میلیون متر مربع در سال تولید می کنند. بین سال های ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۳، تولید سالانه به میزان قابل توجهی کاهش یافت، اما تلاش هایی برای معکوس کردن این روند و حتی تبدیل شدن به یک کشور صادر کننده سرژه صورت گرفت. تخمین زده شد که بین سال های ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۷، حدود ۵۵ میلیون قطعه پارچه در ایران تولید شد. بسیاری از کارگاه ها مجوز های رسمی وزارت صنعت و معادن را دارند، اما تعداد زیادی کارگاه های بدون مجوز وجود دارند که مقدار زیادی از پوشاک را تولید می کنند. در سال های ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷، ایران ۱۹،۳۱۲ تن پوشاک به ارزش ۲۱۰ میلیون دلار صادر کرد. هزینه های پایین کار یک مزیت رقابتی برای این بخش فراهم کرده است. از جمله دیگر اقلام نساجی تولید شده در ایران، لباس بافتنی دست باف مهم ترین و برجسته ترین محصول جهت صادرات در آینده است.
صنعت نساجی اغلب پارچه را به طور کامل یا جزئی از پنبه تولید می کند و که منبع آن پنبه تولید شده داخلی می باشد. تولید پنبه تا پایان سال ۱۹۷۵ افزایش یافت و در آن زمان تولید به ۷۱۶،۰۰۰ تن پنبه غیر ضروری رسید. پس از آن، تولید به دلیل مداخله دولت و قیمت پایین برای پنبه کاهش یافته است. این روند از طریق فروپاشی املاک بزرگ و مکانیزه شده پنبه پس از سال ۱۹۷۹ تسریع یافت. تولید پنبه به شدت افت کرده و به میزان ۲۰۴،۰۰۰ تن در سال ۱۹۸۱ کاهش یافت و دولت را مجبور کرد تا صادرات پنبه را ممنوع کند. با این وجود، تولید پنبه همچنان رو به کاهش بود و ایران حتی مجبور بود پنبه وارد کند، در حالی که قیمت نخ پنبه افزایش می یافت. با این حال، به دلیل اقدامات اصلاحی دولت، تولید از آن زمان در حال رشد بوده است. در سال ۱۹۹۳، قیمت پنبه در سراسر جهان افزایش داشته و مشوقی برای تولید بیشتر در ایران شد. در سال ۱۹۹۵، تولید پنبه کوبیده شده به ۱۵۰۰۰۰ تن در سال افزایش یافت و در سال ۱۹۹۷ تولید به ۵۹۸،۰۰۰ تن رسید که در آن ۳۵۰۰۰ تن آن صادر شد. اخیرا صادرات پنبه کاهش یافت و در سال ۲۰۰۲ تنها ۳،۲۰۰ تن صادر شد.
اگر چه تولید پشم ایران بسیار بالا است، اما اغلب تولیدات آن توسط صنعت فرش دست باف استفاده می شود و ایران برای تولید پارچه پشمی از پشم با کیفیت پایین وارداتی استفاده می کند. ایران ۱۰۲ کارگاه تولیدی پنبه دارد که هر سال ۲۴،۰۰۰ تن نخ پشمی تولید می کند؛ صنعت خانگی یک مقدار برابر تولید می کند. فرش های دست باف، بعد از پسته، مهم ترین اقلام صادراتی غیر نفتی ایران هستند. در سال های ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹، ایران فرش های دست باف خود را به ارزش ۵۷۰ میلیون دلار صادر کرد. با این حال، در سال های اخیر، صادرات فرش دست باف ایران به دلیل رقابت شدید کشور های دیگر کاهش یافته است.
ایران جمعیت بز کوهی بالایی دارد که آن را تبدیل به یکی از بزرگ ترین تولید کنندگان کشمیر (ترمه) کرده است: حدود ۱۵۰۰ تن از کل تولید جهان در حدود ۸۰۰۰ تن. با این حال، تا همین اواخر، ایران امکانات مناسبی برای فرآوری کشمیر نداشت و به همین دلیل تمامی پشم نرم را به شکل خام صادر می کرد. این به منزله از دست دادن میزان قابل توجهی از درآمد بوده، چرا که ایران می تواند ده برابر بیشتر از آنچه در حال حاضر با صادرات کشمیر پشمی (۹۹ درصد از پشم خالص) انجام می دهد، درآمد داشته باشد. اگر قادر به تولید نخ ابریشم بود، درآمد آن ۱۰ درصد افزایش می یافت. این مبلغ می تواند از طریق تولید لباس های ترکه دو برابر شود. در چند سال گذشته، سرمایه گذاری برای ثبت این ارزش افزوده شده است. شرکت ایرانی کشمیر بزرگ ترین مرکز تمیزکاری پشم و پشم شویی ایران است.
ایران همچنین مقدار قابل توجهی ابریشم تولید می کند که همه آن ها در کارگاه های بافندگی فرش خود و در اطراف قم، اصفهان، کاشان و نایین واقع شده اند. کارخانه چالوس در سال ۱۹۵۸ بسته شد. در دهه ۱۹۶۰، مجددا راه اندازی شد و به ۷،۳۴۴ دوک و ۲۲۰ دستگاه بافندگی مجهز شد. این شرکت در سال ۱۹۷۰ بیش از ۵۰۰،۰۰۰ متر پارچه تولید کرد که بیش از دو برابر تقاضای داخلی بود. در سال ۲۰۰۰، تولید به ۸۰۰ تن رسید. در نوامبر ۲۰۰۳، تنها کارخانه نخ ابریشم در ایران، در صومعه سرا در نزدیکی رشت، به علت صادرات غیر قانونی نخ ابریشم ارزان، تعطیل شد. با این حال، کارخانه قبلا به مدت سه سال وضعیت قرمز بوده است.
با توجه به آمار وزارت صنایع و معادن، بازده کلی صنعت نساجی ایران (۷۰۰۰ واحد نساجی) ۶.۵ درصد از ارزش افزوده، ۷.۸ درصد از تولیدات صنعتی ملی، ۳/۱۹ درصد اشتغال و ۱۰ درصد صادرات صنعتی را تشکیل می دهد. در سال های ۱۹۹۵ و ۲۰۰۰، الیاف مصنوعی و الیاف سلولزی بازیافتی به ترتیب ۱.۲ و ۱.۵ درصد واردات بودند؛ تمام محصولات نساجی دیگر که آماری از آن ها در دسترس است کم تر از ۱ درصد کل واردات را تشکیل می دهند. در سال ۱۹۹۹، مقداری لباس (۰.۲ درصد) صادر شد.
در سال ۲۰۰۱، وضعیت سابق صنعت نساجی ایران نسبت به نتایج بد تولید پنبه مورد سرزنش قرار گرفت. در همان سال، دولت با کمک به صادرکنندگان منسوجات، که سالانه ۲۰۰ میلیارد دلار یارانه دریافت کرده بود، واکنش نشان داد. در سال ۲۰۰۱، تولید پارچه تا ۳۰ درصد افزایش یافت، اما صادرات تا ۱۵ درصد به ۲۲۰ میلیون دلار افزایش یافت و در سال ۲۰۰۲، حتی تا ۴۵ درصد افزایش داشت. دولت برای جبران این وضعیت امیدوار است که صنعت نساجی ایران را از طریق سرمایه گذاری های مشترک با شرکت های خارجی در ژاپن، آلمان، چین و کره جنوبی نوسازی کند که بیشتر از طریق گسترش وام های کم بهره به شرکت های خصوصی نساجی ایران برای خرید تجهیزات مورد نیاز، مواد اولیه و تخصص فنی است. دولت ۵۰۰ میلیون دلار برای وام های ترجیحی به منظور مدرنیزه کردن صنعت نساجی خود در ایران فراهم کرد.
در جولای ۲۰۰۲، اعلام شد که ۳۱ کارخانه نساجی به بخش خصوصی واگذار می شود؛ اقدامی که با سیاست رسمی خصوصی سازی کل صنعت نساجی، جهت رقابتی تر شدن در بازار جهانی، صورت گرفت. فشار بازار جهانی پیش از این احساس می شد، زیرا در سال ۲۰۰۰ حدود دو میلیون متر پارچه به طور غیرقانونی وارد ایران شده بود. در عین حال، دولت همچنان به سرمایه گذاری در ظرفیت های جدید دولتی ادامه داد. در ماه اوت سال ۲۰۰۳، بزرگ ترین کارخانه نساجی در ایران در شهر فرمهین، نزدیک به اراک گشایش یافت که ظرفیت تولید ۸۰۰۰ تن در سال دارد.
در حال حاضر صنایع نساجی ایران با مشکلات عدیده ای همچون کمبود نقدینگی و کمبود ارز خارجی برای واردات مواد خام و قطعات یدکی مواجه هستند؛ ماشین آلات کهنه و فرسوده به دلیل عدم امکان نوسازی خطوط تولید، افزایش دستمزد ها؛ و در نهایت، ناکارآمدی صنعت. نه تنها نخ های داخلی ، بلکه کالاهایی که برای تامین نیاز داخلی پوشاک با قیمت پایین به دلیل قدرت خرید کم نیز وارد می شوند از کیفیت پایین برخوردار هستند؛ به نحوی که محصول نهایی نیز به همین ترتیب از کیفیت پایین برخوردار است. صادرکنندگان بزرگ، به خصوص در رابطه با مشکلات مبادلات خارجی و عدم وجود مقررات فعال و کافی دولت، با مشکلات کلان اقتصادی مواجه هستند. البته این واقعیت غیر قابل انکار است که تحریم صنعت نساجی ایران در رشد و بلوغ آن مزایای فراوانی نیز داشته است از جمله خودکفایی بیش از پیش و افزایش تولیدات دانش بنیان و بهینه سازی فرایندهای تولید و ایجاد زیرساخت های صادرات توسط دولت به منظور افزایش سهم ایران از این بازار جهانی که تاثیرات مثبت کوتاه مدت و بلندمدت زیادی بر بهبود و رشد اقتصادی ایران خواهد داشت.